نویسنده :
مرتضی موسوی - ساعت ٤:٥۱ ب.ظ روز سهشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸۱
بالاخره cd فريدون فروغی آماده شد.
اين cd شامل :
کنسرت ؛
مراسم ترحيم؛
۳۰ mp3 و چندین عکس از فريدون فروغی.
و جديد ترين نماهنگ ها از فروغی , فرهاد , داريوش, ستار , گوگوش , ابی , سياوش قميشی ,
سيمين غانم و .................. می باشد.
برای دريافت اين cd در خواست خود را به نشانی زير بفرستيد :
batigol1360@hotmail.com
نویسنده :
مرتضی موسوی - ساعت ٤:۳٧ ب.ظ روز سهشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸۱
شام را خورده بود و گمانم کفته بود باز برای خودش که < روياهای من قريه ايست قديمی>
چيزی شبيه تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم . بعد .... شام آخر بود آن شام . اين اواخر اصلا لحنش لحن مردی بود که می دانست در مسافرخانه دنيا همه تنها يک مسافرند و رفت سفر .
فردای آن شام که شام آخر بود. مثل بار آخر . مثل آخرين خواستن چيزی را از دوستش خواسته بود . روزنامه ها خبر زدند:
فريدون فروغی مرد.
از آن روز مدت ها گذشت. روزنامه ها تعطيل شدند گم شدند.خبرها فراموش شدند.فراموش کرديم ما . مثل اين مهر که آمد و کسی ياد سالمرگ فريدون فروغی نيفتاد.
می شود نوشت او در صدايش زنده است.
می شود نوشت تنها صداست که می ماند.
می شود نوشت پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است.
می شود نوشت ...
کمی شبيه شعار می شود اما. اما می شود نوشت صدا در زنجير
آواز در بند
او اينگونه رفت با حنجرهای که ديگر تنها بغض داشت.
نوشته علی ميرميرانی ( شماره ۱۹ هفته نامه چهلچراغ )
نویسنده :
مرتضی موسوی - ساعت ۱:٤٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸۱
نویسنده :
مرتضی موسوی - ساعت ٢:۱٦ ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸۱
همانطور كه قبلا نوشته بودم كاست موسيقي متن تنگنا به بازار آمد.
در اين كاست علاوه بر موسيقي متن , ترانه تنگنا با صداي فريدون فروغي و موسيقي اسفنديار منفردزاده , ترانه زنجيري با صداي زنده ياد فرهاد و شعر تورج نگهبان , موسيقي پل , آهنگ لالايي و سفر ساخته واروژان و آهنگ زيباي زندون دل ساخته ويليام نيز موجود است.
حتما بعد از گوش دادن اين كاست زيبا نظرات خود را راجع به آن در وبلاگ منعكس كنيد.
نویسنده :
مرتضی موسوی - ساعت ٢:۱٥ ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸۱
من مانده بودم و سراغ ترانه هايش رفتم و تلفن . خبر راست بود و آن دوستش گفت فلاني ننويس تو. من مي گويم . همه چيز را مينويسم برايت . اين حرف اما در شلوغي آن روز ها گم شد . آن روز ها كه خوب نبود . كه سالم و سرشار نبود .دوستش گفت حالش خوب بود . تا شب قبلش سالم بود . صبح گفتند تمام كرده . تمام شده . فريدون فروغي را گفتند .
گفت مي نويسم و ننوشت و ماند تا بعد ها كه شنيدم به دوستي گفته بوده امشب را تو ماكاروني بپز . اين غذايت خوشمزه مي شود . دوست دارم . آواز را كه دوست داشته باشي و گلويت زنجير شود بايد به همين دوست داشتني ها رضايت دهي.
پايان قسمت سوم
نوشته علي ميرميراني (شماره 19 هفته نا مه
چهلچراغ)