فریدون فروغی یکی از نمادهای شهر تهران است .صدای بم و گرفته او که دلتنگی آدم های سرگردان وتو سری خورده را روایت می کند ، مثل روح جاری در شهری است که با بی رحمی مثال زدنی صحنه تماشای حسرت های بی شماری بوده و هست .
فروغی بر خلاف بسیاری از خوانندگان هم دوره اش آلبوم ها و ترانه های فراوانی تولید نکرد. شاید علت این امر دوران های بیکاری مداوم او بود . بیکاری های او دلایلی غیر از مسایل حرفه ای داشت .دلایلی که بارها پای او را به زندان کشاند .ولی مخاطبان فراوان ترانه هایش او را همچون شهری که با دود و زندگی مچاله شده در درون خود نفس کشیدن را ادامه می دهد ، دوست دارند.
و حالا پس از مرگ او هنوز بسیارند حافظه هایی که زمزمه های بغض آلود و پر از کینه او را زمزمه می کنند تا تنهاترین و بدون توضیح ترین لحظه های بی کسی ، دربدری و سرگردانی و حیرانی خود را پر کنند . شاید تنها راز ماندگاری فریدون فروغی این باشد که او در دورانی که باج دادن و باج گرفتن رسم زمانه بود ، فقط به گیتارش و به صدایش باج داد . او حتی به تهران هم باج نداد . چرا که جنازه اش اینک از دور شهری را تماشا می کند که از دوری فریدون ها دلتنگ نمی شود.
هفته نامه تماشاگران مهرماه 80
نظرات ()راجع به اهنگ " زندون دل " که کم لطفی کردین و زیاد نظر ندادین . لطفا از امروز نظراتتون رو راجع به آهنگ زیبای " قریه من " که شعر و آهنگش از خود مرحوم فریدون فروغی است ، بفرمایید.مخصوصا اینکه برداشت خود را از " قریه " ، " چشمه " ، " فولاد "و " دوزخ " بیان کنید . متشکرم.
رویاهای من من قریه ایست قدیمی ، تو مشتی سایه اما صمیمی
قریه من به جای فولاد چشمه رو می پرستید ، چشمه رو می پرستید
قریه من خوب و صمیمی ، دلچسب و زیبا شعری صمیمی
اما دستی زرد آمد ز دوزخ آتش زد بر این قریه من
با مشتی فولاد چشمه رو دزدید بردش به سایه دادش به خورشید
قریه من رویای من بود
اون چشمه خوب دنیای من بود ، ون چشمه خوب دنیای من بود .
نظرات ()مطلب زیر را از سایت صبحانه پیدا کردم:
منصور تهرانی، سازنده شعر و آهنگ «يار دبستانی من» آواز يار دبستانی من، عملاً تبديل به سرود جوانان آزاديخواه ايرانی شده است، ولی شايد بسياری از کسانی که اين روزها آن را زمزمه می کنند ندانند که اين اثر، کار منصور تهرانی است که برای بسياری از هنرمندان ايرانی منجمله گوگوش، ابی، هايده، ستار و...در سی سال گذشته ترانه سروده است.
............«يار دبستانی» در سال ۱۳۵۹ برای فيلم "ترور" که ساخته خودش بود و با صدای زنده ياد فريدون فروغی اجرا شد.............
اگر به لینک بالا بروید می توانید آهنگ " یار دبستانی من " را با صدای منصور تهرانی download کنید.
نظرات ()با مشورتي که با بعضي از دوستان و کساني که cd فريدون فروغي را به آنها داده ام داشته ام به اين نتيجه رسيدم که بسياري از دوستاني که تمايل دريافت cd را دارند به دليل پاره اي از معذورات نمي توانند شماره تلفن خود را ارسال کنند . به همين دليل از امروز يک شماره تلفن فقط به همين منظور اختصاص ميدهم تا کساني که خواستار دريافت cd هستند با آسودگي خيال با اين شماره تلفن (فقط شبها ساعت 22-23) تماس بگيرند:
09132795459 ساعت تماس : 22 تا 23 شب .
مشخصات cd :
شوي ويدئويي (۵ کنسرت و ۲ کليپ از رنگارنگ)
۴۰ عکس چاپ نشده از فرهاد و فريدون فروغي
۶۰ flash زيبا از سايت نغمه
فيلم مجلس ختم فريدون فروغي
30 mp3 از فريدون فروغي به همراه آلبوم منتشر نشده " کوچه شهردل"
يک مصاحبه راديويي با مرحوم فريدون فروغي
متن وصيت نامه فريدون فروغي
قيمت cd : دوهزار تومان مي باشد.
cd فوق فقط بر روي کامپيوتر قابل اجراست و به بر نامه هاي : Flash player 6 , Windows Media Player , Acrobat Reader احتياج دارد.
از همتون متشکرم.
به اميد روزهاي بهتر........................
نظرات ()وبلاگ تخصصی کوروش یغمایی هم متولد شد.ورود علی نایینی را به فال نیک می گیریم.
وبلاگ " راه رفته " نوشته " کامبیز " هم به مسایل فرهنگی و اجتماعی می پر دازد.
وبلاگ عکسهای فريدون فروغی هم هفته پيش به روز شد.
راستی به زودی برای " مجموعه CD فریدون فروغی " یک وبلاگ جداگانه تهییه می کنم .
نظرات ()
مقاله زیر در زمان فوت فریدون فروغی (مهر 80 ) در روزنامه تعطیل شده تماشاگران چاپ شده بود:
فریدون فروغی فرزند دوران سنت کشی وشنا کردن در خلاف جریان آب است.اوایل دهه 50 زمانی که در تمام هنرهای ایران بوی حرکت های مخالف سنت های رایج مورد پسند نظام به مشام می رسید ، از دل فیلمهای موج نوی سینمای ایران صدای فروغی که تمام معادلات پذیرفته شده در خوانندگان قبل را در هم می شکست به گوش رسید .او توانست با مجموعه کوچک ترانه هایی که خواند نام خودش را فهرست سیاه خوانندگان پرطرفداری قرار دهد که نه صدایشان نه قیا فه شان نه شعر هایشان و نه حتی آهنگ و صدای ارکسترشان چیز دیگری بود . پدیده ای که در جریان پر هیاهوی حرکت به سوی دروازه های تهران بزرگ به جای هلهله ، مویه میکرد و به جای چهچهه فریاد می زد . او نه برای رقص می خواند نه برای بزم. او و ترانه هایش نماینده جریان تازه ای بود که صدایش رنگ عصیان و سربراوردن عقده های اجتماعی و فرهنگی بود که هنوز نامی برای آنها پیدا نشده است .
دلتنگی ، دلزدگی ، بی پاسخی ، سر گردانی، فرورفتن ودر یک کلام جنگجو بودن و نجنگیدن موضوعات ترانه های او بودند و حالا پس از 20 سال خاموشی ، او به خاموشی دیگر فرو رفته است. او تمام شده وبرای ما نویسندگان مرگ نویس که از سال گذشته تا کنون بدون توقف مرگنامه می نویسیم ، سوژه دست اولی مهیا کرده است . حالا مرثیه خوان مرثیه می خواند.
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()