**<<فريدون فروغی>>**

 
مزد عشق
نویسنده : مرتضی موسوی - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٢
 

شعر زیر را تقدیم به تمام عاشقان بیدلی میکنم که در فراق یار می سوزند .به کسانی که عشقشان همسان  "شیرین و فرهاد" و "لیلی و مجنون" پرحرارت است .شعر زیر را با صدای گرم فریدون فروغی عزیز تقدیم به تمام  "لاله های آريايی" سرزمينمان می کنم.

مرگ آن لا له ی سرخ، کفن خنده به روی لب بود
گرد آن اینه ها، شبح فاجعه ای درشب بود
مردن شاپرکا کشتن قاصدکا
خبرازشومی کاری می داد، نفسش ناله ی غم سرمی داد
آشیان روبه خرابی می رفت، تن پوسیده گواهی می داد
اوبه این حرف نمی اندیشید، که کفن باید بردونفس باید داد
وبه جای همه ی بودن ها ،همه ی دیدن ها لحظه هامانده به یاد
شکل اندیشه ی مردن دراوست همه ی هستی اورفته به باد
مردن شاپرکا کشتن قاصدکا
او سراسیمه به دنبال تلافی می رفت
به دلش زخم قدم ها ی تجاوز مانده
اونداندکه پی مردن خود
می کشدهرچه اصا لت باقی ست
مردن شاپرکا کشتن قاصدکا
مرگ آن لا له ی سرخ ،کفن خنده به روی لب بود
گرد آن اینه ها، شبح فاجعه ای درشب بود
مردن شاپرکا کشتن قاصدکا
مردن شاپرکا کشتن قاصدکا


 
comment نظرات ()
 
 
جمشيد جم وفريدون فروغی
نویسنده : مرتضی موسوی - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٢
 

امروز که سایت پندار را مرور می کردم مصاحبه جالبی نظرم را جلب کرد.بله ،مصاحبه مزدک علی نظری با جمشید جم خواننده " یار دبستانی من " .نظرات و خاطرات جمشید جم درباره  " فریدون فروغی " بسیار جالب است. در اینجا قسمتی از مصاحبه را که درباره فریدون فروغی است آورده ام. برای خواندن متن کامل مصاحبه حتما به سایت پندار سر بزنید.

(( این گفتگو توسط مزدک علی نظری، روزنامه نگار، انجام شده و در اختیار سایت پندار قرار داده شده است))
..................
لابد پيش آمده كه جايي باشيد و «يار دبستاني» پخش بشود و شما را نشناسند؟
بله، زياد بوده. معمولا خودم بلافاصله رفته‌ام. چون مي‌دانستم اگر مردم متوجه بشوند آن برنامه از حالت عادي‌اش خارج مي‌شود يااينكه من نتوانم به
جايي كه بعدش بايد مي‌رفتم، بروم! بر عكسش هم بوده؛ جاهايي بوديم كه اين آهنگ داشته پخش مي‌شده، اطرافيانم كه همراهم بودندصدايش را در نمي‌آوردند، اما گاهي يكي از همراهان لو داده و ...! لحظات شيريني بوده كه در آن هيچ تلخي‌اي نديدم و نشنيدم.چند سال پيش در تالار فرهنگ برنامه‌اي براي ناشنوايان داشتم، يك بار هم درشرق تهران براي جانبازان و خانواده‌هاي شهدا اين كار خواندم و يك كار ديگر به نام «نوايي» كه براي فيلمي به نام «ديوار» خوانده بودم. آن جا قهرمان‌هايي راديدم كه خيلي دوست داشتند من را ببينند. همديگر را بغل مي‌كرديم و ... حتي دوستان ديگري كه تصور نمي‌كردم آن آقايان كار من را شنيده باشند، ديدم كه چقدر با محبت بامن حرف مي‌زدند. خيلي‌ها هم من را مي‌ديدندو نمي‌دانستند كه من «يار دبستاني» را خوانده‌ام، بعد از سال‌ها كه مي‌فهميدند مي‌آمدند و مي‌گفتند: چرا به ما نگفته بودي! من از اين همه لطف شرمنده‌ام.

بعدها هم كه كارا را به «فريدون فروغي»‌داديد و او هم «يار دبستاني» را اجراكرد؟

بله، در نسخه‌اي از فيلم اجرا شد كه البته مثل اجراي من نبود، اركستر لخت بود، گروه كر نداشت ، چند تا ازسازها نبود. من و منصور تهراني خيلي دلمان مي‌خواست اين كار را فريدون فروغي بخواند، اما در حد همان يك نسخه فيلم باقي ماند و پخش نشد. فقط يك افتخاري براي ماماند كه دوست قديمي‌مان اين آهنگ را يك بار خوانده، يادش به خير.

با ايشان خيلي نزديك بوديد؟
بله، از دوستان خوب من و منصور بود كه هر وقت اسمش مي‌آيد گيتارش را به ياد مي‌آورم كه چطور با عشق آنرا مي‌نواخت. فريدون اصلا با عشق زندگي
مي‌كرد و دوستانش راخيلي دوست داشت، ضمن اينكه هميشه تنها بود. هر وقت كه از خيابان لارستان مي‌گذرم، چون استوديوهاي قديمي در آن جا است، ياد خاطره‌هاي قديمي مي‌افتم. به خصوص فريدون راآن جا زياد مي‌ديدم. ‌رو به روي استوديو پاپ يك آبميوه فروشي بود كه درهر فرصتي مي‌رفتيم آن جا و باهم درد دل مي‌كرديم. در مورد اجراها صحبت مي‌كرديم و اتفاقا خيلي باهمديگر هم عقيده بوديم. حيف شد كه در اين بيست و چندسال نتوانست فعاليت كند، دوستاني كه بايد سراغش مي‌رفتند نرفتند. من تا حدي كه توانستم سراغش رفتم اما الان خيلي افسوس مي‌خورم. فريدون خوب خواند، خوب هم ماند، اما زود رفت.

كار مشترك ديگري نداشتيد!؟

باهم خيلي ارتباط داشتيم، اما نشد كه كاري با هم داشته باشيم. در فكر بود كه كاري بكنيم؛ زمانيكه همين دوقلوهاي به هم چسبيده به دنيا آمدند، آقاي فرازمند به درخواست من شعري براي اينها گفت كه اسم لاله و لادن هم درش آمده بود.آن موقع ابلاغ كرديم كه مي‌خواهيم اين كار را بكنيم، مي‌خواستيم با اركستر سمفوني بزرگ هم اجرا بكنيم. به بيژن قادري و ديگر دوستان پيشنهاد دادم كه چقدر خوب است كار را من و فريدون دو صدايي بخوانيم؛ چون لاله و لادن هم دو تا هستند ولي يكي، ما هم دوصدا باشيم ولي يك ترانه را بخوانيم. كار فقط به تمرين رسيد و بعد يادم نمي‌آيد چه شد كه به اجرا نرسيدو هيچوقت ضبط نشد.

گويا الان قرار است يكي از خوانندگان اين كار را بخواند؟
بله، اما قضيه مربوط به آن زمان است كه آنها به دنيا آمده بودند، زيبايي كار به اين بود كه وقتي هيچكس بهشان توجه نداشت و معروف نشده بودند ترانه
اجرا شود. تازه خبر تولد لاله ولادن در روزنامه چاپ شده بود و ما تلاشمان راكرديم و شعر هم گفته شد، اما ... الان ديگر يك كار حاضر و آماده است كه آن طراوت را ندارد.

آقاي جم، اين روزها چه كار مي‌كنيد؟
قرار است يكي سري كار بكنم،‌به خصوص روي شعري از «ساعد باقري» كه مصرعش اين است: "مرگ من يعني قناري خواند و بي تابم نكرد".
مي‌خواهم روي اين آهنگي بگذارم و دوباره فعاليت‌ام را شروع كنم

با سپاس از شما.


 
comment نظرات ()
 
 
هوای تازه
نویسنده : مرتضی موسوی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٢
 

سقف خونم طلای ناب ،زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب ، اما دلم پره ز درد
مث درخت بیدکی ،تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر ،تنها و خشک ، یک اسیر
اما یه روزگاری بود،پدربزرگمون می گفت
بهشت همین دنیای ماست،عشق و صفا اما کجاست
مث درخت بیدکی ،تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر ،تنها و خشک ، یک اسیر
می خوام دیگه رها باشم ،ساده وبی ریا باشم
زمینمو شخم بزنم،نه بد بشم نه خوب بشم


 
comment نظرات ()
 
 
آب رفته
نویسنده : مرتضی موسوی - ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ آذر ،۱۳۸٢
 

راستی حتما شما هم شنیده اید که مسئولين ميخواهند به تمام هنرمندان داخل و خارج کشور مجوز بدهند تا کارشان را در ايران شروع کنند!!!!!!!!!!
به نظر شما خوشحال شيم يا ناراحت؟ بخنديم يا گريه کنيم ؟ بسوزيم يا بسازيم؟ البته به نظر من حضرات کمی زود اقدام کرده اند. چون به نظر من پس از شهادت فرزین ، مازیار، فریدون فروغی، فرهاد ، ویگن، .. آقایان اگر کمی صبر می کردند داريوش ، ابی ، شهیار قنبری ، سياوش قميشی ، کوروش يغمایی و... هم زبانم لال فوت مي کردند و سپس با آسودگی خيال مجوزها را صادر می کردند...


 
comment نظرات ()
 
 
159
نویسنده : مرتضی موسوی - ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ آذر ،۱۳۸٢
 

مجموعه 159 فرهاد را که قبلا توضیح داده بودم  را مي توانيد از فروشگاههاي شهر كتاب، فروشگاههاي عرضه محصولات فرهنگي و كتابفروشي ها به قيمت 21000 تومان تهيه فرماييد.(همراه اين مجموعه بك عدد پوستر 50×70 سانتي متري فرهاد به عنوان هديه تقديم ميشود.)
از وبسایت فرهاد


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی چند وبلاگ
نویسنده : مرتضی موسوی - ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ آذر ،۱۳۸٢
 

"خواننده ملی" که نویسنده آن را اکثرا می شناسيد " ایلیا"  وبلاگی درباره در مورد خواننده ملی ايران " فريدون فروغی "
"هر چی بگم کم گفتم" که یک وبلاگ شاعرانه است نوشته خانم رها
خانه کوچک" نیز وبلاگی است که حاوی شعرهای عاشقانه و بسیار زیبای خانم مهسا
وبلاگ زیبای
"دریا در من " را نیز هيچوقت فراموش نکنيد. مدتی است که مریم عزیز وبلاگش را به صورت هفتگی و البته بسیار پر محتوی به روز می کند.
وبلاگ
"آهنگهای قدیمی موسیقی ایران" هم دوباره شروع به کار کرده .فقط کاش زودتر  update  کنه.من که روزی 2 بار بهش سر می زنم!!
وبلاگ برادرخوانده فریدون فروغی یعنی
" عکسهای فریدون فروغی " هم بعد از 2 ماه با 3 عکس جدید به روز شد.
در ضمن
خبر نامه موسیقی را از دست ندهید ، حامد واقعا داره زحمت می کشه. خسته نباشی آقا حامد.


 
comment نظرات ()