**<<فريدون فروغی>>**

 
هوای تازه
نویسنده : مرتضی موسوی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٢
 

سقف خونم طلای ناب ،زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب ، اما دلم پره ز درد
مث درخت بیدکی ،تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر ،تنها و خشک ، یک اسیر
اما یه روزگاری بود،پدربزرگمون می گفت
بهشت همین دنیای ماست،عشق و صفا اما کجاست
مث درخت بیدکی ،تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر ،تنها و خشک ، یک اسیر
می خوام دیگه رها باشم ،ساده وبی ریا باشم
زمینمو شخم بزنم،نه بد بشم نه خوب بشم


 
comment نظرات ()