این بار نیز قهر الهی همچون دستی زرد از درون زمین بیرون آمد و قریه مان را آتش زد. وبلاگ فریدون فروغی نیز این فاجعه دردناک را به تمام ایرانیان تسلیت می گوید.
رویاهای من ، قریه ایست قدیمی
تو مشتی سایه ، اما صمیمی
قریه من به جای فولاد
چشمه رو می پرستید
قریه من خوب و صمیمی
دلچسب و زیبا ، شعری قدیمی
اما دستی زرد ، آمد زدوزخ
آتش زد بر این قریه من
با مشتی فولاد ، چشمه رو دزدید
بردش به سایه ، دادش به خورشید
قریه من رویای من بود
اون چشمه خوب دنیای من بود
نظرات ()